پدر اجلاس ایران برگزاری وزیر امورخارجه

پدر: اجلاس ایران برگزاری وزیر امورخارجه وزیر امور خارجه وزارت امور خارجه اخبار سیاست خارجی

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی نقره‌داغ‌ کردن اصلاح‌طلبان

«مردم نشان داده‌اند در درک سیاست از اصلاح‌طلبان جلوترند و از اصولگرایان عقب‌تر لیکن بر خلاف اصلاح‌طلبان از مواجهه با امر واقعی (تنش‌ها و درگیری‌های تعیین‌کننده

نقره‌داغ‌ کردن اصلاح‌طلبان

نقره داغ کردن اصلاح طلبان

عبارات مهم : سیاست

«مردم نشان داده اند در درک سیاست از اصلاح طلبان جلوترند و از اصولگرایان عقب تر لیکن بر خلاف اصلاح طلبان از مواجهه با امر واقعی (تنش ها و درگیری های تعیین کننده و آثار مناسبات قدرت) روی نمی گردانند و به جلو فرار نمی کنند ولی بر خلاف اصولگریان در مواجهه با امر واقعی راه گذشته و مسیرهای آزموده و نخ نما را در پیش نمی گیرند.»

احمد غلامی، سردبیر روزنامه شرق در سرمقاله روز شنبه این روزنامه نوشت: «در هفته گذشته دو مصاحبه با سؤال های تقریبا مشابه از دو اصلاح طلب شاخص خواندم. مصاحبه اول رویکردی تئوریک به سیاست داشت و با زبانی فلسفی – تغزلی بعضی از اصلاح طلبان را شریک طراران و رفیق قافله سالاران خوانده و آنان را سخت نواخته بود. راوی نگاهی اخلاقی به سیاست را ارجح به اخلاق سیاسی دانسته و شکوه هایی به جا کرده بود از بدعهدی سرنوشت و اصلاح طلبان نابه کار که تا خر مرادشان از پل می گذرد، عالم و آدم را فراموش می کنند و یادشان می رود از کجا آمده اند و نمی دانند به کجا چنین شتابان اند. بعد از هر شکوه و شکایت، به رسم مألوف توصیه ای هم شده است بود جهت درس گیری از گذشته و پیشگیری از بحران های موجود و پیش رو.

نقره‌داغ‌ کردن اصلاح‌طلبان

مصاحبه دوم از آن اصلاح طلب خوشنامی بود که آزمون بعد داده آرزوی بزرگ گرایی و دموکراسی خواهی هست. او با زبان به مثابه رسانه پرده از نابه سامانی های جریان های اصلاح طلب برداشته و بر سه محور اساسی پافشاری کرده بود:

١- نوسازی گفتمان یعنی به روز کردن آن

«مردم نشان داده‌اند در درک سیاست از اصلاح‌طلبان جلوترند و از اصولگرایان عقب‌تر لیکن بر خلاف اصلاح‌طلبان از مواجهه با امر واقعی (تنش‌ها و درگیری‌های تعیین‌کننده

٢- برنامه ریزی جهت حل بحران های مردم

و

٣- انسجام تشکیلاتی و هشداری با چاشنی آینده هراسی به این مضمون که جایگزین دولت اعتدال، دولت اصلاحات نیست بلکه دولت پایداری هست. جهت اثبات درستی یا نادرستی این آینده هراسی دلایل زیادی وجود دارد که بررسی آنها راه به جایی نمی برد. توصیه مصاحبه شونده دوم پرهیز از پیشه کردن استراتژی بقا جهت بقا در سیاست است و پاشنه آشیل اصلاح طلبان را گرفتار شدن در تناوب سهم خواهی های باندی و قبیله ای می داند و بی توجه به شرایط موجود، بر طبل یأس کوبیدن.

مصاحبه شونده اول نیز پاشنه آشیل اصلاح طلبی را اصلاح طلبان کاذب و دروغین می داند که همچون موریانه در حال استحاله و پوک کردن جریان و گفتمان اصلاح طلبان هستند؛ همان کسانی که به نام و به دست جریان اصلاح طلبی، پشت ویترین قدرت و سیاست اصلاح طلبی قرار گرفته اند.

نقره‌داغ‌ کردن اصلاح‌طلبان

این دو مصاحبه با دو زبان متفاوت، یکی رئالیسم رسانه ای و دیگری تغزلی – فلسفی، در پی القای مفاهیمی نه چندان دور از هم هستند. هر دو مصاحبه حاوی نکات سنجیده و دقیقی است که بیش از هر چیز جهت اصلاح طلبانِ ذی نفع کارایی دارد. توصیه هایی است جهت حفظ و ارتقای اوضاع اصلاح طلبان در قدرت و دوام ارزش در کلیشه های مرسوم و مورد پذیرش نهادهای رسمی.

آن چه در این سخنان اثری از آن نیست، خود سیاست هست؛ یعنی هسته واقعیِ وضعیتِ کنونیِ ما. همان سیاستی که هنوز انگشت شماری از اصلاح طلبان قادر به درک آن هستند. شرایط محدود سیاسی موجب شده است نظریه پردازان اصلاح طلب و فعالان سیاسی آن، در قامت روان درمان گرانی ظاهر شوند که کارشان اصلاح وضع «درمان جو» هست. آنان با بن مایه های تفکر لیبرالی، درصدد درمان هویت زخمیِ «درمان جویانِ» طبقه میانگین هستند تا بتوانند آنان را با اعتماد به نفس زیاد به جامعه سیاسی بازگردانند؛ غافل از این که سیاست از بطن خودِ همین زخم ها بیرون می زند.

«مردم نشان داده‌اند در درک سیاست از اصلاح‌طلبان جلوترند و از اصولگرایان عقب‌تر لیکن بر خلاف اصلاح‌طلبان از مواجهه با امر واقعی (تنش‌ها و درگیری‌های تعیین‌کننده

اصلاح طلبانی که هنوز از گفتمان سازی سخن می گویند و بر سر آن اند که با ساختن گفتمان، میان نیروهای اجتماعی متفاوت گونه ای وفاق ایجاد کنند، فراموش کرده اند که وفاق و اجماعی که قرار است ایجاد کنند، در واقع چیزی نیست جز ترفندی جهت پوشاندن و پنهان کردن درگیری ها و تنش های واقعی که جامعه را درنوردیده هست. آن چه در این دو مصاحبه مغفول مانده و حتی به دست فراموشی سپرده شده، «روح» اصلاح طلبی هست. هنگامی که «گفتمانِ وفاق آفرین اصلاحات» را به جوهر اصلاح طلبی تبدیل می کنیم و همه پرسشها را به کسانی نسبت می دهیم که با این گفتمان و اثرات به اصطلاح وفاق آفرین آن مخالف اند، خیلی راحت به این نتیجه می رسیم که پرسشها ما از بیرون نشات می گیرند و به این ترتیب، جنگ علیه این دشمن بیرونی، جای هرگونه تلاش جهت اصلاح و عوض کردن درونی را می گیرد.

این گونه مواجهه با سیاست، یعنی حفظ وضع موجود و طفره رفتن از اصلاح و تغییر. این کار به این شائبه دامن می زند که اصلاح طلبان بیش از آن که دلواپس مردم باشند، دلواپس جایگاه خود در قدرت اند. آن چه مردم را مردم می کند، نه اصلاح طلبان هستند و نه اصولگرایان. مردم را حساسیت ارزش به درگیری ها و تنش های تروماتیک (امر واقعی) «مردم» می کند. مردم نشان داده اند در درک سیاست از اصلاح طلبان جلوترند و از اصولگرایان عقب تر لیکن بر خلاف اصلاح طلبان از مواجهه با امر واقعی (تنش ها و درگیری های تعیین کننده و آثار مناسبات قدرت) روی نمی گردانند و به جلو فرار نمی کنند ولی بر خلاف اصولگریان در مواجهه با امر واقعی راه گذشته و مسیرهای آزموده و نخ نما را در پیش نمی گیرند. اصولگرایان سودایی در سر دارند که کمترین همخوانی را با تاریخ سیاسی کشور عزیزمان ایران دارد؛ نوعی پیشروی به عقب که مردم در این پیشروی از آنان عقب ترند. نقطه یکسان اصلاح طلبان و اصولگرایان همان چیزی است که بنیان های سیاسی ارزش را شکل می دهد؛ یعنی فرار از امر واقعی (هر یک به شیوه خود) و باور به امکان واپس زدنِ امر واقعی و تأثیرات مردم ساز آن از طریق «هدایت گری».

نقره‌داغ‌ کردن اصلاح‌طلبان

این تفکر در اصلاح طلبان گرایش به نوعی دموکراسی کورپوراتیستی را دامن زده است و در اصولگرایان توده سالاری را. این همه تلاش جهت گفتمان سازی و مانیفست پردازی از تفکر هدایت گر اصلاح طلبان نشات می گیرد؛ تفکری که باور دارد با ارائه مانیفست و ساختن گفتمان های غالب، می توان جامعه را مورد خطاب قرار داد و «مردم» را به جمعیتی قابل اداره فروکاست. غافل از این که هر گفتمانی که از دل جامعه برنخیزد، یعنی با تنش ها و درگیری های واقعی جامعه هم طنین نشود، خیلی راحت به گفتمان سیاست زدایی و حفاظت از وضع موجود تبدیل می شود و از «اصلاح طلبی» جز لفظی توخالی باقی نمی گذارد. ساختن گفتمان از بالا، اگر شدنی هم باشد کارکردی جز نادیدنی کردن شیوه های اعمال قدرت و فروکاستن مردم به بدن های رام و جمعیت های قابل اداره ندارد.

راه سخت اصلاح طلبان تن ندادن به الزامات تکنولوژی و کلیشه های قدرت هست. مفاهیم کلیشه ای قدرت، اعتبار، شأن، جایگاه و منزلت هست. در بزنگاه هایی این کلیشه ها فرو می ریزد که اولویت، حقیقت و بازگوکردن آن باشد به هر قیمتی؛ حتی اگر خلاف هویت اصلاح طلبی باشد. هویتی برساخته که هر جناح سیاسی در پناه آن احساس آرامش، امنیت و مهم تر از همه «بودن» می کند.

عمل سیاسی راستین زمانی ممکن می شود که شهامت خط کشیدن بر این بودن هویتی وجود داشته باشد. در شرایطی که سیاست داخلی را پرسشها خاورمیانه، تحولات سوریه، عراق و غیاب داعش، همه پرسی کردستان و لغو برجام از سوی ترامپ تحت الشعاع قرار داده، سخن از گفتمان سازی و نوشتن مانیفست جهت اصلاح طلبان اگر بافایده به فایده هم باشد، دردی از مردم دوا نمی کند. زیاد به کار اصلاح طلبان حزبی و دوام در قدرت می خورد و جهت تئوریسین های آن شأن و منزلت نظریه پردازان دولت و قدرت را رقم می زند. اگر چه اینها مذموم نیست ولی درست در تضاد با سیاست به مثابه سیاست است.»

واژه های کلیدی: سیاست | سیاسی | اصلاح طلب | اصولگرایان | اصلاح طلبان | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs